ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
173
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
انگيزهء او در اين كار اين بود كه نصر الدوله بن مروان از كارها دزيرى نماينده علويان در شام آگاه شده و اطلاع پيدا كرد كه دزبرى او را تهديد مىكند ، و قصد بلاد او دارد . پس با قرواش حكمران موصل مكاتبه كرد و از او سپاه خواست و به شبيب نميرى هم نامه نوشت و موافقت او را طلب كرد و وى را از مغاربه بر حذر داشت شبيب هم خواست او را اجابت كرد ، و خطبه بنام علويان را در حوزه حكمرانى خويش قطع نمود و بنام عباسيان خطبه خواند ، دزبرى كس فرستاد و او را تهديد كرد ، پس در ذى حجهء اين سال خطبه بنام علويان را در حران اعاده كرد . بيان پارهاى از رويدادها در اين سال مؤيد الملك ابو على الحسين بن الحسن رخجى درگذشت . او وزير پادشاهان خاندان بويه بود . سپس ترك مقام وزارت كرد . در ايام بىكارى ( در مراسم رسمى ) مقدم بر وزراء بود . و نيز در اين سال ابو الفتح حسن بن علوى امير مكه بدرود زندگى گفت . و در اين سال وزير ابو القاسم بن ماكولا كه در هيت زندانى بود . درگذشت . مدت زندانى بودن او دو سال و پنج ماه به طول انجاميد . مولد او بسال سيصد و شصت و پنج بود . او وزير جلال الدوله و پدر امير ابى نصر و مصنف كتاب « الاكمال فى المؤتلف و المختلف » بود . جلال الدوله او را تسليم قرواش و وى در هيت زندانيش كرد . در اين سال شش روز مانده به ماه ربيع الاول در بغداد برف باريد و به اندازه يك وجب بر زمين نشست و مردم برفها از پشت بامها بخيابانها ميريختند ، و آب شش روز متوالى يخ بسته بود و اولين روز آن روز بيست و سوم كانون ثانى ( 23 ژانويه برابر 4 بهمن ماه م ) بود . در اين سال ابو نعيم احمد بن عبد اللّه بن احمد بن اسحاق اصفهانى حافظ و ابو الرضا بن منصور بن الظريف فارقى امير شاعر درگذشتند . ابن الظريف را ديوان شعرى نيكو هست و از جمله گفتههاى اوست :